يحيی ذکاء

 

نخستين سينمای ايران

 

صحافباشی پس از رنجهاي معنوی و مادی بسيار و دلسوختگی تمام از وضع سياسی ايران اقدام به فروش اموال و اجناس خود کرد و وسايل کارخانه ورشوکاری و تماشاخانه و دستگاه سينماتوگراف و فيلمها و غيره را فروخت (متن اعلان فروش در مجله راهنمای کتاب، سال بيستم، شماره 8-10،ص 629). پسزش جهانگير قهرمانشاهی می گويد که از دلايل مخالفت حکومت با او اين بود که "حمام بدون خزينه برای ارامنه و کليميها در سر چهارراه مهنای فعلي ساخته بود و سينما آورده بود و آزاديخواه بود. پس از اين که اموالش را مصادره کردند و او را به اصفهان و سپس به حوالی جندق و بيابانک تبعيد کردند و بالاخره با زن و سه فرزندش به کربلا و هندوستان رفت. بدبختانه نکات ديگر زندگی اين مرد قابل توجه من جمله تاريخ تولد و وفات او بر ما شناخته نيست.

در پايان شرح حال ميرزا ابراهيم صحافباشي، مؤسس قديمی ترين سينمای همگانی تهران، بی مناسبت نخواهد بود اگر از برپايی سينما در تبريز نيز شمه ای بگوئيم، چون از شواهد موجود چنين برمی آيد که نخستين سينمای همگانی ايران در اين شهر زودتر از تهران شروع به کار کرده است.

اين سينما که "سولي"(خورشيد) نام داشته حدود سال 1320 ه.ق.(1902م.) در سالن نسبتا" بزرگی در طبقه دوم آموزشگاه کاتوليک فرانسوی در تبريز در جنب کليساي آنان آغاز به کار کرد؛ مدير سينما آلک ساکينيان، عموی ساکنيان نماينده ارمنيان در مجلس شورای ملی بود که خود از کارمندان ادره تلگرافخانه تبريز به شمار می رفت. در آن زمان هنوز اصطلاح "سينما " در ايران به کار نمی رفت و به اين صنعت نوين "ايلزيون" (به معنی چشم بندی و توهم) می گفتند و چون چيزی نو درآمد بود خواهان فراوان داشت و سخت مورد توجه جوانان و تجدد خواهان و مردم تبريز بود و چون صندليهای سالن سينما محدود بود گاه ناچار درهای سينما را می بستند و بدينسان جنجال برپا می شد.

دومين سينمای تبريز سينما "هماي" بود که در سر کوچه ارک در خيابان پهلوی قرار داشت. مدير اين سينما نيز يک تن ارمنی تبريزی بود. اين سينما سپس "ايران" ناميده شد. در اين سينما فيلم های صامت نشان داده می شد و يک تن نوازنده در پيش پرده سينما به نواختن ويولن می پرداخت سپس که درج توضيحات فارسی در لابلای فيلمها معمول گرديد، مردم با صدای بلند آنها را می خواندند و همهمه صدا در سالن می پيچيد.

سينمای ديگری نيز در پاساژ تبريز روبروی گراند هتل وجود داشت به نام "سينمای وطن" که سپس به "ميهن" و اخيرا" به "سعدي" تغيير نام داده است. در اين سينما نخست جای زنان از مردان جدا بود.

چهارمين سينمای تبريز که سالن آن در زمين کرباسيها و مخصوص سينما ساخته شده بود در خيابان پهلوی نزديک به باغ گلستان بود. نام اين سينما نخست "ايران" بود که پس از سوختن تجدد بنا گرديده بنام "مولن روژ" ناميده شد. مدير اين سينما عباس خان ميزاني از گورانهای تبريز بود. در اين سينما بود که برای نخست بار فيلم های صدادار و موزيکال به نمايش درآمد و سخت مورد توجه مردم واقع شد. سالن اين سينما هر شب پر از جمعيت فراوان بود و بليط آن به سه درجه تقسيم می شد. در اين سينما در آغاز نمايش سرود شاهنشاهی نواخته می شد و مردم را مأموران و مدير سينما وادار به ايستادن و برداشتن کلاه می کردند. گاه نيز با عطرپاشهای بزرگ هوای سالن را معطر می کرد و در فاصله پرده ها، آجيل و ليموناد و نان شيرمال و شيرينی به تماشاييان فروخته می شد.

نويسنده کتاب اعلانی به سه زبان فارسی و فرانسه و روسی در دست دارد که در آن به جای "سينما" همان اصطلاح "ايلزيون" به کار رفته است و چون از نظر تاريخ سينما در ايران و تبريز سند و مدرک جالبی است، مطالب فارسی آن را عينا" در اينجا مي آوريم.

 

ازکتاب: تاريخ عکاسی و عکاسان پيشکام در ايران

چاپ اول 1376  ص. 111

 


برگشت به ليست