امير رضا صيادی

 

رقص ملی"، تجلی گاه فرهنگ آذربايجان

 

 

تاريخ از دو تا سه هزار سال قبل از ميلاد، شاهد حضور رقص در سرزمين آذربايجان بوده است. رقص ابتدائي، با ايماء و اشاره (پانتوميمي) که در ارتباط متقابل با محيط کار، جان گرفت و هموار تحت سلطه شرايط معيشتي قرار داشت.

قومي که با شکار حيوانات گذران زندگي مي کردند، رقصي از خود به نمايش مي نهادند که حرکات نرم و جذاب به کار رفته در آن رنگي از سحر و جادو داشت.

حرکات آروزمندانه کشاورزان براي وفور محصول، که همواره با نواي ساز همراه بوده، حالاتي مشابه برادشت گندم يا چيدن انگور را به نمايش مي گذاشت و اين دليلي است روشن براي استمرار چند هزار ساله رقص در آذربايجان. رقصي که پيوندي عميق با دگرگوني هاي مادي و معنوي مردم دارد و بازتاب قاطع خصوصيات ملي اوست.

در حفاري هاي اخير در اراضي "قوبوستان" کنار درياي خزر، تخته سنگ هايي بدست آمده است که رويشان پيکر عده اي در حال رقص (تقريباً شبيه رقص ياللي) حک شده است(1).

چگونگي حرکات رقص با اصطلاحات کلاسيک بيان مي شود که در مورد مزبور دستها با حرکات "port-de-bras" در وضعيت چهارم و پاها در وضعيت دوم "en-de- hors" به حالت کشيده ديده مي شود که اين "positio" (وضعيت) هنوز هم در رقص آذربايجاني جزئي ناگسستني به شمار مي رود. اين برخورد علمي با قضيه، پيوند عميقي ميان انواع مختلف رقص ايجاد مي کند دليلي است قطعي بر وجود وجوه اشتراک آنان و تبعيت متناسب رقص از کلام و موسيقي.

همچنين عبارات (دئييب- اويناماق) و (چاليب- چاغيرماق) دليل ديگري بر اين مدعاست. و هنوز هم بسياري از نوازندگان، وقتي رقص حالت "سوزمه" به خود مي گيرد، در قطعات خود آهنگ را بصورت "ostinato" (لجوجانه) پي مي گيرند، تا ميان صداي خواننده و ريتم رقص هماهنگي ايجاد گردد.

همچنين از ديرباز، تماشاگران با کف زدن و ايجاد ضربات تمپيک، هنرمند را همراهي مي نمايند، در رقص آذربايجان سه اپيزدو مشخص وجود دارد:

1- بخشي که در آن، هنرمند طول و عرض مجلس را با سرعتي بسيار مي پيمايد.

2- بخش ليريک (تغزلي) که پاها تقريباً بي حرکت بوده، شکم و سينه حرکات ملايم و لطيفي انجام مي دهند.

3- دوباره رقص حالت شور و خروش به خود مي گيرد و طول و عرض مجلس با سرعتي يکنواخت پيموده مي گردد(2).

در تابستان 1936 از سوي فيلارمونياي آذربايجان هيأتي به قصد گردآوري رقص هاي بومي و فولکلوريک آذربايجان به نقاط مختلف اعزام شدند که معلوماتي بسيار ارزنده از يک کشاورز اهل "قازاخ" کسب نمودند. "صمد کيشي" اظهار مي دارد که رقص هاي مردانه آذربايجاني اکثراً از جنگ ها و شجاعت ها و شهامت هاي مردان اين ديار برگرفته شده اند و در عين حال هنر و ظرافت به کار رفته در آنها بيننده را به شدت مجذوب خود مي کند.

 در حاليکه جهش هاي تند و پرش مانند برخلاف رقص مردانه در رقص هاي بانوان وجود آنچناني ندارد. در رقص بانوان به نام "چيله مه"، حرکات هنرمند، چنان است که گويي در ميان لاله و گل راه مي رود، با دست هاي خويش روي آنها آب مي چلاند و سپس دستهايش را چون بال پرندگان باز کرده، و همچون پرنده اوج مي گيرد و به رقص "سوزمه" وارد مي شود و دوباره با حرکتي دايره اي بخش "چيله مه" را اجرا مي کند.

طبيعت و نقش و نگارش در رقص فولکوريک آذربايجان سهم به سزايي داراست و چنين است که برخي رقص ها نام گل به خود گرفته اند.

 مثلاً "قيزيل گول اويوني" (رقص گل سرخ)، "لاله اويوني" (رقص لاله)، "نيلوفر اويوني" (رقص نيلوفر)، "بنوشه اويوني" (رقص بنفشه) و ...

نام شهرهايي چون دربند، تفليس، عشق آباد، عسگراني، قارس و انزلي نيز به رقص ها نهاده شده است. همچنين برخي از آنها با ارقام رياضي مشخص گشته اند: "آلتي نومره اويوني"، "يوزبير اويوني" و ...

در رقص هاي ريتميک نيز، "ايکي، دورد اويوني" (رقص 4/2) و "اوچ، دورد اويوني" (رقص 4/3) و "آلتي، سگگيز اويوني" (رقص 8/6) و "آلتي، اون آلتي اويوني" (رقص 16/6 يا لزگي) به چشم مي خورند.

رويدادهاي تاريخي و اجتماعي و شرايط و موقعيت هاي خاص نيز در رقص مردم آذربايجان مؤثر بوده اند.

 چنانکه پس از به کار افتادن راه آهن در اروپا، وقتي براي اولين مرتبه در آسيا، خط آهن محدودي بين شهرهاي آذربايجان شوروي سابق کشيده شد، رِنگ و اغزالي (آهنگ بسيار زيباي "راه آهن") ساخته شد.

بعد التحرير: اميدوارم مردم آذربايجان، علي الخصوص جوانان اين ديار با مدنظر داشتن تاريخ چند هزار ساله رقص در اين مرز و بوم و با عنايت به رسوخ مظاهر فرهنگ آذربايجان در جاي جاي اين رقص قومي، در حفظ و زنده نگهداشتن فولکور و فرهنگ خويش بکوشند و در عمل به اين وظيفه تاريخي کوتاهي ننمايند.

"انشاءالله"

پانويس ها:

1- رجوع کنيد به آذربايجان تاريخي- ج 1، ص 32، آذربايجان س- س- ر- اي- آ نشرياتي باکي 1958

2- آذربايجان خالق رقص لري- قمر الماس زاده، ا- اي. د. کاقالتيسيکايا، ب. آ. محمد اوف، آ. پ. آکوپوف- نشريات همبستگي- باکو 1959، ص 7

 

 

                                 امير رضا صيادی

Amir_sayyadi@ourtabriz.com

 

                                        برگرفته از:

                                                          www.ourtariz.com