دائرةالمعارف شهر تبريز

www.tabrizinfo.com

 

 

يک سند ارزشمند تاريخي
پيام اتحاديه کارگران ايران
به کارگران آذربايجان بمناسبت اول ماه مه ده ارديبهشت ١٣١٠

پيام اتحاديه کارگران ايران خطاب به کارگران آذربايجان که شعار رنجبران روی زمين متحد شويد! را بر پيشانی دارد پس از تبريک اول ماه مه به کارگران آذربايجان، به فلاکت زحمتکشان ايران، غارتگريهای ملاکان و در راس آنها پهلوی، خفقان سياسی و... اشاره می کند و کارگران را به سوی اتحاديه صنفی و مبارزه با جلادان صنف کارگر فرا می خواند

سيروس مددی


محو باد اصول و قوانين استبدادی حکومت... و مجلس او! محو باد فشار ملی که تمام ملل اقليت را در زير پای يک مشت آقايان و مفت خوران فارس اسير کرده!
(بيانيه اول ماه مه)

پنجشنبه ٨ ارديبهشت ١٣٨۴ ٢٨ آوريل ٢٠٠۵

پيام اتحاديه کارگران ايران خطاب به کارگران آذربايجان بمناسبت 10 ارديبهشت سال 1310 ( اول ماه مه 1931) يکی از معدود اسناد و اعلاميه های بجای مانده از کوششهای مخفی آزاديخواهانه در دوران استبداد رضاشاهی است. اين بيانيه در آستانه روز جهانی کارگر مخفيانه در تبريز تهيه و توزيع شد و شب دهم ارديبهشت سال 1310 شمسي، در محله دوه چی تبريز نسخه ای از آن بدست ماموران نظميه افتاد. بروايت اسناد موجود در سازمان اسناد ملی ايران ، کشف اين اعلاميه سبب خشم بسيار دستگاه استبداد رضاشاهی گشته و به دستگيريها و سرکوب وسيع گروهی از آزاديخواهان تبريز انجاميده است. هر چند رئيس نظميه منطقه شمالغرب سرهنگ سيف در گزارش خود به ايالت (استاندار) آذربايجان، انتشار اين اعلاميه را - بر طبق يک عادت جا افتاده، نخست به مامورين دولت شوروی نسبت داد، ولی چندی بعد آشکار شد که گروهی 30 نفره که دستکم 23 نفر آنها کارگران جوراب باف، قاليباف و ... بودند- و به فرقه کمونيست ايران بستگی داشتند، نويسنده و ناشر اعلاميه بوده اند. گذشته از ارتجاع داخلی، روزنامه بيلديريش چاپ استانبول (شماره 53، 24 مرداد 1310) نيز همزمانی پخش اين اعلاميه در محله دوه چی تبريز با آتش سوزی انبار سلاح در اين شهر و قورخانه تهران را خاطرنشان ساخته و از اين طريق ارتجاع ايران را تشويق به سرکوب آزاديخواهان آذربايجان نمود.
پيام اتحاديه کارگران ايران خطاب به کارگران آذربايجان که شعار رنجبران روی زمين متحد شويد! را بر پيشانی دارد پس از تبريک اول ماه مه به کارگران آذربايجان، به فلاکت زحمتکشان ايران، غارتگريهای ملاکان و در راس آنها پهلوی، خفقان سياسی و... اشاره می کند و کارگران را به سوی اتحاديه صنفی و مبارزه با جلادان صنف کارگر فرا می خواند. خواستهايی که بعنوان مطالبات مشخص و فوری کارگران آذربايجان طرح شده اند، نشانگر وضع زندگی توده کارگر آذربايجانی و نيازهای عاجل آنان در آندوره است.
بيانيه بمناسبت اول ماه مه همچون هر سند تاريخی ديگر از زوايای گوناگون نيازمند بررسيهاست و پيدايش و پيامدهای آن را نيز بايد جداگانه مورد بررسی قرار داد. ولی در اين يادداشت کوتاه بايد به يک نکته بسيار بديع و با اهميت در آن تاکيد نمود. و اين نکته آنست که کوشندگان نهضت بجای صدور شعارهای کلی و يکسان و متمرکز از مسير تهران برای سرتاسر کشور، اساسی ترين نيازهای کارگران و زحمتکشان محل يعنی آذربايجان را در نظر داشته اند. اين موضوع خود را هم در شعارهای ويژه صنفی و هم در برخورد قاطعانه با ستم ملی بر مليتهای غيرفارس و در اين مورد بخصوص آذربايجان- نشان می دهد.
بيانيه بهنگام بر شمردن اساسی ترين وجوه ستمگری بر صنف زحمتکش، از جمله به فشار ملی ... نسبت به ملل اقليت نيز اشاره می کند و با دو شعار زير خاتمه می يابد:
محو باد اصول و قوانين استبدادی حکومت پهلوی و مجلس او!
محو باد فشار ملی که تمام ملل اقليت را در زير پای يک مشت آقايان و مفت خوران فارس اسير کرده!
بی ترديد اين شيوه برخورد به مسئله ستم ملی کاربست رهنمودهای کنگره دوم فرقه کمونيست ايران است. می دانيم که جبهه گيری آشکار عليه ستم ملی بر مليتهای غير فارس ايران يکی از مسائل اساسی مورد تاکيد کنگره دوم بود که بازتاب خود را در اسناد مصوبه نشان داد:
... فرقه کمونيست ايران موظف است با تمام وسايل طرفداری خود را نسبت به آزادی کامل ملل مظلومه ساکنه ايران از قلاده سلطنت آنگلو رضاشاه که موجب تضييقات و رقيت ملل اقليت و بلکه عموم توده زحمتکش است اعلام و ابراز نمايد.
فقط با اتحاد کليه قوای انقلابی کارگران و دهاقين و ملل مظلومه ساکنه در حدود ايران است که اعدام و هلاک اژدهای ارتجاع و رقيت امکان پذير خواهد گرديد. (1)
مقاله مفصلی که تحت عنوان مسئله مليت و زبان در ايران در شماره سوم و چهارم مجله ستاره سرخ ارگان کميته مرکزی فرقه کمونيست ايران- انتشار يافت، بازتاب اين تاکيد است. بر اساس گزارش کميسيون تحقيق نظميه آذربايجان (29 ارديبهشت 1310) سازمان فرقه کمونيست در تبريز اين موضوع را در کنفرانس مخفی خود مورد بررسی قرار داده بود. می دانيم که اين حساسيت عليه ستم ملی در ايران از يکسو ناشی از وزن و اتوريته بسيار نيرومند آذربايجانيان در جنبش سوسيال دموکراسی، کارگری و کمونيستی ايران تا تشکيل حزب توده ايران بود. پس از پايان فعاليت فرقه کمونيست ايران و تشکيل حزب توده ايران و دوره های بعد، اين ترکيب تغيير يافت، اين حساسيت کمرنگ شد و در مواقعی دگرگونه گشت. (2)
بهر صورت اين اعلاميه را از يک نظر بايد نمايانگر اعتراض فرقه کمونيست ايران عليه ستم ملی در ايران دانست و از طرف ديگر بعنوان يکی از نخستين اسناد تاريخی و مکتوب اعتراض آذربايجانيان عليه سرکوب و تحقير و رقيت (بردگی) ملی بحساب آورد .
خواسته های مشخص ديگری که در اعلاميه آمده اند بيانگر گوشه هايی از شرايط کار و زندگی و نيز بعضی نيازهای کارگران آذربايجان در دوران رضا شاه هستند. در اين بخش نيز در کنار تاکيد بر مطالبات عمومی کارگران سرتاسر ايران (ضرورت تدوين قانون کار با شرکت نمايندگان صنف زحمتکش، روز کار 8 ساعته، بيمه و ....)، بر مسائل ويژه آذربايجان بطور مشخص مطالبات قاليبافان - نير تاکيد شده است. (3)
از جمله اين شعارها، بايد بر خواسته لغو اصول سرخط در کارخانه های قاليبافي تاکيد کرد. اين شعار که با اين بيان، دستکم برای روزگار ما نامفهوم می نمايد يادآور يکی از وحشيانه ترين جوانب استثمار کارگران قاليباف در آذربايجان (بويژه تبريز و اطراف آن) است. روزگار درازی صاحبان کارخانه های قاليبافی، در برابر پرداخت اندکی پول به کارگران و يا والدين تهيدست و يا سرپرستان نيازمند (و يا آزمند) کودکان يتيم تهيدست، نيروی کار آنان را برای مدتی که معمولا يکسال بود، می خريدند و با بيرحمی تمام با پرداخت پولی در حد هيچ- روزانه 16- 10 ساعت تمام بکار وا می داشتند. در عرض اين مدت کارگر مجاز به تعطيل کار و يا کار در جای ديگر نبود. اين بردگی آشکار بخش قابل توجهی از نيروی کار قاليبافان تبريز را تشکيل می داد.
بنابرين تقاضای لغو وصول سرخط ، تقاضای لغو خريد کارگر از تاريخ معينی تا تاريخ معين است. پس از آنکه آزاديخواهان آذربايجان برهبری فرقه دموکرات قدرت را در اين ايالت بدست گرفتند، قانون کار جديد مصوبه حکومت ملی، در ماده 45 خود سرخط را نيز لغو کرد. (ناگفته نبايد گذاشت که آذربايجانيان عضو فرقه کمونيست ايران و بقايای سازمان آن در آذربايجان يکی از پايه های اساسی فرقه دموکرات را تشکيل می دادند. جعفر کاويانی (يکی از مسئولين اصلی انتشار اين اعلاميه)، پس از نهضت 21 آذر سال 24، بعنوان وزير ارتش خلق خلق قوشونلاری وزيرليگي- از جمله رهبران حکومت دموکراتيک آذربايجان بود.). پس از شکست نهضت, تهران و ارتجاع آذربايجان سرخط را مجددا احيا کرد.

***

متن چاپی اعلاميه بهمراه مکاتبات پليسی ميان تهران و تبريز در باره آن و پاره ای اسناد ديگر نخستين بار در مجموعه فعاليتهای کمونيستی در دوره رضا شاه 1310-1300 از انتشارات سازمان اسناد ملی ايران، (تهران 1370) بکوشش آقای کاوه بيات انتشار يافت. کليشه بخشی از همين اسناد را آقای حميد احمدی در سال 1371، بضميمه مجموعه ستاره سرخ ارگان کميته مرکزی فرقه کمونيست ايران 1310- 1308 در برلين، بدون هيچ توضيحی درباره اسناد منتشر کرد. مجموعه سازمان اسناد ملی کاملتر از ضميمه های ستاره سرخ اند ولی ويراستار اسناد ملی بهنگام تهيه نسخه چاپی اشتباهاتی هرچند جزئی - را مرتکب شده است که پزوهشگر تاريخ را ناگزير از مراجعه به اسناد آقای احمدی می کنند. با اينهمه، در چاپ اعلاميه مورد نظر از هر دو منبع سود جسته ايم.
در يک مورد بخاطر پوسيدگی سند، چند کلمه ناخوانا وجود داشته که بظن قوی چيزی جز عبارت از نبوده است. من اين چند کلمه را در درون [....] مشخص کرده ام. نکته ديگر آنکه در متن اصلی اعلاميه در جايی عبارت دست شمار بی رحمانه صنف زحمتکش آورده شده و ويراستار سازمان اسناد ملی بدون توجه به معنی آن، عين همين عبارت را تکرار کرده است. روشن است که دست شمار فاقد معنای منطقی است. و با توجه به پس و پيش آن، جز استثمار بی رحمانه صنف زحمتکش چيز ديگری نيست و بی ترديد در نتيجه کم دقتی رونويس کننده اعلاميه پيش آمده و از نظر مصحح دور مانده. بنابرين مسئوليت قرار دادن کلمه استثمار بجای دست شمار بر دوش من است.

***
75 سال از انتشار اين بيانيه می گذرد، چهره جهان فرق فراوان کرده است. آرايش طبقاتی جامعه دگرگون گشته، ولی برخی شباهت نيازها و خواسته های عاجل شگفت انگيزند. الغای استبداد، تامين آزاديهای دموکراتيک، لغو ستم ملی بر مليتهای غير فارس و بهبود وضع زندگی توده زحمتکش همجنان خواستهای عاجل آزاديخواهان ايران است.

سيروس مددی
sirus_tabrizi @yahoo.com

1. اين عبارات را از کليشه مجله ستاره سرخ سال اول، شماره سوم و چهارم نقل کرديم
2. بحث پيرلمون اين موضوع را به فرصتی ديگر وا می گذاريم.
3. کارگران قاليباف بخش قابل توجهی از طبقه کارگر آذربايجان را تشکيل می دادند و سوسيال دموکراتها و سازمان آذربايجان فرقه کمونيست ايران توجه ويژه ای به اين قشر داشت. سلطانزاده در ايران معاصر (1922) صفحاتی را به تشريح شرايط کار و زندگی توانفرسای قاليبافان تبريز اختصاص داده است. (اسناد تاريخی جنبش کارگری .... ج 4 ص 102 )

 


بيانيه
بمناسبت اول ماه مه
رنجبران روی زمين متحد شويد!


اول ماه مه ( دهم ارديبهشت) روز مبارزه زحمتکشان دنيا محسوب شده و با خون هزاران کارگر امريکا و اروپا رسميت پيدا نموده است. در اين روز کارگران به تحديدات پليس اهميت نداده و با بيرقهای سرخ و با شعارهای انقلابی فوج فوج در خيابانها نمايش می دهند.
کارگران ايران نيز بايد به نوبه خود اين روز را روز مبارزه شمرده و با زحمتکشان دنيا هم قدم شوند. اتحاديه کارگران ايران با اين بيانيه به کارگران آذربايجان اين عيد کبير بين المللی زحمتکشان را از صميم قلب تبريک می گويد.
امروز که در سرتاسر مملکت ايران بحران اقتصادی حکمفرما بوده ، قيمت پول ايران تنزل پيدا کرده، مزد کارگران روز بروز کمتر شده، اهالی از گرسنگی با مرگ هماغوش می شوند؛ علت اصلی آن عبارت از اين است که امورات مملکت در دست يک عده ملاک و غارتگران است که در راس آنها پهلوی واقع شده و با استثمار بی رحمانه صنف زحمتکش ايران يکصد و هشتاد ميليون دولار در بانگ ملی نيويورک شعبه لندن برای تامين آتيه خود ذخيره نموده است و امروز سردسته غارتگران، پادشاهی خود را افتخار دانسته با مخارج گزاف اعياد مخصوص به خودش را جشن می گيرد. بر عکس تمام فرق سياسی و اجتماعات کارگری را غارت و خفه نموده و فشار ملی را نسبت به ملل اقليت بدتر از حکومت تزاری روسيه اجرا می نمايد. جرايد فعلی که مداح و کاسه ليس حکومت پهلوی هستند اين همه آه و ناله گرسنگی و بيکاری ايرانيان را در نظر عالميان و زحمتکشان ايران پرده پوشی نموده، اسم منحوس پهلوی را با خط های درشت درج نموده و يگانه ناجی ايران می نامند!

رفقا! فشار اقتصادی فعلی مملکت حيات مارا هر آن تهديد می نمايد. حکومت ملاکی و مجلس شورای ملي ذره ای به حال ما اعتنا نکرده با وضع مالياتهای سنگين ما کارگران را مجبور می نمايد که اطفال 7 ساله و مادر 70 ساله خود را بکار واداريم! بنابرين برای ما زحمتکشان نه از مجلس و نه از شاه راه نجات نبوده فقط يگانه راه نجات برای ما کارگران، [عبارت از] دخول به تشکيلات اتحاديه های صنفی و مبارزه با جلادان صنف کارگر می باشد. کارگران ايران با همراهی زحمت کشان عالم در تحت رهبريت اتحاديه کارگران ايران و لوای سرخ فرقه کمونيست ايران می توانيم به اجرای شعارهای ذيل موفق شويم:

1- وضع قانون زحمت با اشتراک نمايندگان حقيقی صنف زحمتکش، علنی شدن اتحاديه های کارگري، 8 ساعت وقت کار - ازدياد مزد کارگران، لغو اصول سرخط در کارخانه های فرشبافی و غيره، مراعات حفظ الصحه کارگران در کارخانجات، جلوگيری از کارکردن اطفال خردسال، بيمه کارگران، تامين معاش بيکاران شهر و دهات.
2- آزادی جرايد و ادبيات و اجتماعات کارگري،

زنده باد اول ماه مه عيد کبير بين المللی زحمتکشان!
زنده باد اتحاديه های صنفی کارگری ايران!
زنده باد اتحاد کارگران روی زمين!
زنده باد فرقه کمونيست ايران و بين الملل سرخ کارگران!
محو باد اصول و قوانين استبدادی حکومت پهلوی و مجلس او!
محو باد فشار ملی که تمام ملل اقليت را در زير پای يک مشت آقايان و مفت خوران فارس اسير کرده!

ارديبهشت [1310]
اتحاديه کارگران ايران

 

 

برگرفته از سايت اخبار روز

www.iran-chabar.de